به وب سايت مسعود خوش
آمديد
خدايم!
به سوی تو از نفسی شکايت
می کنم که به بدی بسيار
فرمان می دهد،
و به گناهان پيشی می گيرد
و به نافرمانی از تو آزمند
است ،
و به خشم آوردن تو پا
می فشارد .
مرا همواره به راههای
نابودی می كشاند و مرا
نزد تو خوارترين هلاك
شدگان می سازد ،
بهانه های بسيار می آورد
و آرزوهايش طولانی است
.
اگر گزندی به او رسد بی
تابی می كند و اگر خيری
به او روی آورد از ديگران
دريغ می كند .
تمايل بسياری به كارهای
بيهوده دارد ، آكنده از
بی خبری و فراموشی از هدف
آفرينش و سرای وا پسين
است ،
شتابناك ، مرا به خطرها
می كشاند و توبه ام را به
امروز و فردا می افكند.
خدای من !
به تو از دشمنی نفس شكايت
می كنم كه مرا گمراه می
سازد و از شيطانی كه مرا
به راه باطل می كشاند ،
سينه ام را سرشار از گمانها
و تخيلات فاسد می كند .
عشق به دنيا را برايم
می آرايد و ميان من و پيروی
از تو و نزديكی به تو جدايی
می افكند .
آفريدگارم!
به تو شكايت می كنم از
دلی سخت كه با گمانهای
بد زير و رو می شود و زنگار
خود خواهی و خوی زشت بر
خود می گيرد
و شكايت می كنم از چشمی
كه از اشك بيم تو خشكيده
و به هر آنچه خوشش می آيد
نگاه می كند .